مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
دیشب به سـرم بـاز هـوای دگـر افـتـاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چـشـمم به ضـریحِ شـه والاگـهـر افـتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این قبر غریبالغربا خسرو طوس است این قبر مغیثالضعفا شمس شموس است خاک در او، مرجعِ ارواح و نفوس است باید ز ره صدق بر این خاک در، افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این روضۀ پر نور، به جنت زده پهـلو مغز ملک از عطر نسیمش شده خوشبو بـشـنـیــد نـســیـم ســحــری رایـحـۀ او کز بوی بهـشـتـیـش چنین بیخبر افـتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد حوران بهشتی زده اندر حـرمش صف خیل ملک از نور، طبقها همه بر کف شاهان به ادب در حرمش گشته مشرّف اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد با آل عـلـی هـر که در افـتـاد، برافـتـاد اولاد عـلـی شـافـع یـوم عـرصــاتانـد دارای مـقـامـات رفــیــعُالـدّرجــاتانـد در روز قـیـامت همه اسـباب نجـاتاند ای وای بر آنکس که به این درّه، درافتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد کام و دهـن از نام عـلی یافـت حـلاوت گل در چمن از نام عـلی یافت طراوت هر کس که به این سلسله بنمود عداوت در روز جـزا جایگـهـش در سَقَر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد هر کس که به این سلسلۀ پاک جفا کرد بد کرد، نفهـمید، غـلط کرد، خـطا کرد دیدی که یزید از ستم و کینه چهها کرد آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد |